بی تو اما از تو سرشارم بی تو در خواب و با تو بیدارم رنگ چشمانت رنگ دل تنگی خسته ای از این آدم سنگی کهربایی تو من پری در باد تو همه شعری من همه فریاد آخرین بانو سایه را بشکن شوق بودن را زنده کن در من آخرین بانو رنگ رویا باش بهترین فصل قصه ما باش از نگاه من بهترین نامی خسته از راه بی سر انجامی آخرین عاشق آخرین همراه از شب یلدا پل بزن تا ما حجم آغوشت وسعت دریاست بی تو این عاشق قایقی تنهاست آخرین بانو سایه را بشکن سایه را بشکن

|
سلام کیمیا جان
خیلی زیبا بود. اگه شاعرش خودت بودی که دمت گرم
اگرم نه بازم دم سلیقت گرم !
به منم سر بزن خوشحال میشم